تبليغاتX
جزر و مد

جزر و مد

دیدن لبخند آنهایی که رنج می کشند از دیدن اشک آنها دردناک تر است.

 

به باد گفتم رفیق

آمد و رفت...

به خورشید گفتم رفیق

غروب کرد...

به مهتاب گفتم رفیق

چهره در پس ابر کرد...

به باران گفتم رفیق

دیگر نبارید...

به هرکه گفتم رفیق

رفت...

پس سلام رفیق همیشگیم

سایه...!!!

ببینم تو چه میکنی...

 

نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 10:40 توسط مهاجر|

 
 
 
نیست یاری تا بگویم راز خویش
 
ناله پنهان کرده ام در ساز خویش
نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 10:22 توسط مهاجر|


ای کاش

قلبها

در چهره ها بودند...!!!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 17:1 توسط مهاجر|

 

و تابـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوت


جعبه کمکهای آخریه من است....

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 12:2 توسط مهاجر|


بالا و پایین پریدنم از شوق زندگی نیست،


ماهی روی خاک چه می کند؟!

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 8:40 توسط مهاجر

 

بار آخر ، من ورق را با دلم بُر میزنم !


 بار دیگر حکم کن ، اما نه بی دل !


با دلت ، دل حکم کن !


 حکمِ دل... :


 هر که دل دارد بیندازد وسط ، تا ما دلهایمان را رو کنیم ...


 ... ... دل که رویِ دل بیفتد ، عشق حاکم میشود ... پس به حکمِ عشق ، بازی میکنیم .


 این دلِ من !


 رو بکن حالا دلت را ...!


 دل نداری ؟!


 بُر بزن اندیشه ات را ...


 حکم لازم ، دل سپردن ، دل گرفتن ، هر دو لازم ... !!!

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 9:29 توسط مهاجر|




 


به کوچه ای رسیدم که پیرمردی ازآن خارج میشد

به من گفت:نرو که بن بسته!

گوش نکردم ، رفتم

وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم

پیر شده بودم . .
 
نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 14:6 توسط مهاجر|

 

رزوهایت بلند بود


دست های من کوتاه


تو نردبان خواسته بودی


من صندلی بودم


با این همه


فراموشم مکن


وقتی بر صندلی فرسوده ات نشسته ای


و به ماه فکر می کنی.

 

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 12:32 توسط مهاجر|

 

سلام

 

و دیگر هیچ...

 

خداحافظ!!!

نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390ساعت 11:49 توسط مهاجر|

زندگي، راز بزرگي است که در ما جاريست


زندگي فاصله آمدن و رفتن ماست


رود دنيا جاريست


زندگي ، آبتني کردن در اين رود است


وقت رفتن به همان عرياني که به هنگام ورود آمده ايم


دست ما در کف اين رود به دنبال چه مي گردد؟


هيچ...

نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 9:9 توسط مهاجر|


آخرين مطالب
» رفیق
» **رفاقت تعطیل**
» قلبها
» تابوت
» شوق
» دل
» بن بست
» صندلی
» ؟؟؟
» زندگی
Design By : Pars Skin